یکتا


+ دکتر یکتا

این کوچولو برای چی اومده دکتر پوست؟

 

دکترهایی که اونجا بودند می پرسیدند؟؟ کوچکترین مریض خانم دکتر پروین منصوری بود یکتا ....

روز دوشنبه ساعت هشت و نیم بود که بیمارستان امام بودیم رفتیم شماره گرفتیم تازه ساعت ۱۱ خانم دکتر با ۵ متخصص پوست دیگر اومدند..... ( خود خانم دکتر فقط نگاه میکرد یکی شرح حال می نوشت، یکی دارو تو دفترچه می نوشت، یکی داروهای ترکیبی و ساختنی را می نوشت و ....)

به ما گفتند تا ساعت ۴ و ۵ نوبتتون نمیشه....

یکتا هم حسابی کلافه شده بود خسته شده بود.....

دیگه چاره ای نبود باید صبر می کردیم....

تا اینکه یکتا رفت تو مطب دکترهای اونجا گفتند این کوچولو برای چی اومده؟ رفتم جلو گفتم من مادرشم برای پوست اومده ؟ گفتند این کوچولو که طاقت نداره ۴ ۵ ساعت صبر کنه اول کار اینو انجام میدیم ولی اول باید اسمشو بگه؟

دکتر: کوچولو اسمت چیه؟

یکتا کمی ناز و عشوه اسمشو نمیگه

دوباره کوچولو اگه اسمتو به من بگی سریع کارتو راه میندازم که زود بری خونه؟

یکتا ایندفعه ناز و عشوه اش بیشتر شد و یه لبخندی هم میزنه

بالاخره برای بار سوم همون جمله را دکتر تکرار کرد؟ ( عروس خانوم زیر لفظی می خوان تا بله را بگن، دکتر یه شکلات بهش میده )

یکتا: من یکتایم....

دکتر: آفرین یکتا خانوم دختر خوشگله ؟ چقدر چشمهات نازه؟  رنگیه چشمات؟ نه چشمهای مادرت رنگیه نه پدرت؟

دکتر : ژست بگیر تا ازت عکس هم بگیرم

خانم دکتر منصوری: مشکل این کوچولوی خوشگل چیه؟

خانم دکتر به آب اراک حساسه.... تا به بدنش میخوره قرمز میشه ... همش بگه بخارون بدنمو... نمی دونم برای چی هست؟

خانم دکتر منصوری: آب اراک خیلی آلوده است نیترات اون هم خیلی زیاده و برای پوست های حساس به خصوص پوست این کوچولو خیلی بده..........

کلی دارو و شربت و صابون و روغن بچه کیو وی داد........بعدش هم گفت اگه میتونید بیایید تهران زندگی کنید به خاطر این بچه؟؟؟؟ ( ما که از خدامون هست)

اینم از دکتر بردن یکتا خانوم خودش رفت جلو کار خودشو راه انداخت.....وگرنه تا ۵ بعدازظهر الاف بودیم............

دخترم کلاسش خیلی بالا رفته با آب معدنی شستشوش میدیم (حمام کردنش، صورت شستن و .... همش با آب معدنی است)

مگه یکتا خانوم ما رو ببره تهران.....به امید آن روز............

نویسنده : يکتا ; ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۱٤
comment نظرات () لینک