خوش گذرانی

سلام سلام بچه ها                           فرشته های زیبا

امروز سه شنبه 20 بهمن ماه سال 1388 است و من درست از تاریخ 15 آبان دیگه به مهد کودک نرفتم یعنی از وقتی که انگشتم زخم شدناراحت

از 16 تا 22 آبان پیش خاله بهاره بودم....از 23 آبان تا 7 آذر ماه پیش عزیز جون بودم (مامان مامانم) از 8 آذر ماه به مدت 31 روز پیش عمه جون بودم (یک ماه تمام پیش عمه جون بودم) از 3 بهمن ماه 1388 هم تا به امروز پرستار اومد خونه و از من داره مراقبت می کنه (حسابی خوش به حالم شدهنیشخند)

ولی قراره از فروردین سال آینده (89) دیگه بی حرف پیش برم مهد کودک...... 26 فروردین 89 سه ساله می شم و وقت مهد کودک رفتنه.... خواب

تو این مدت هم خیلی چیزها یاد گرفتم شعر توپولویم توپولو، یه دختر دارم شاه نداره، شبا که ما خوابیم آقا پلیسه بیداره، یه توپ دارم قل قلیه و .....

لغات و کلمه و جملات خیلی زیادی هم یاد گرفتم و وقتی صحبت می کنم پدرم و مامانم همش قربون صدقه من میرن.....خنده

فعلا عکس جدید هم  نگرفتم......

 

 

/ 2 نظر / 19 بازدید
بحیرا

سلام عزیزم.خیلی وقت بود مطلب جدید ننوشته بودین.راستی دخترت خیلی شیرین زبونه.(بزنم به تخته)امروز باهاش حرف زدم بهم میگه شلام اشمت چیه؟

pariya

با سلام خدمت شما من پریا آریامنش هستم خیلی خوشحال می شم اگه لینک من با اسم مدل لباس و آدرس http://modelelebas.blogfa.com/ در وب سایتتون قرار بدید و من هم لینک شما را در وبلاگم قرار می دهم و این باب همکاری بیشتر و دوستی پایدار ما بشه . با تشکر از شما دوست عزیز