فرودگاه امام

Click to show it on original size!

از راست به چپ:(پدر یکتا، مادربزرگ، یکتا، پدر بزرگ)

Click to show it on original size!

یکتا و پدرش در فرودگاه امام منتظر آمدن پدربزرگ و مادربزرگ

Click to show it on original size!

پدرشوهر و مادرشوهر رفته بودند کربلا ما هم رفتیم فرودگاه امام استقبالشون .....

فرودگاه امام هم بدک نشده یه جورایی جم و جور شده نسبت به فرودگاه مهرآباد.....

یکتا خانوم کلی خوشحال شد که پدربزرگ ومادربزرگش را دید و سوغاتی هم که گرفت

برای یکتا خانوم دو دست لباس خوشگل و دو تا اسباب بازی و یه کیف خوشگل سوغاتی آورده بودند.......(نسبت به اینکه کربلا مرکز خرید خوبی نداره ولی سوغاتی های یکتا خوب بود البته سوغاتی های من و پدرش هم خوب بود) دستشون درد نکنه.............

یکتا خانوم ما هم که دیگه به مهد کودک رفتن عادت کرده و هر روز صبح با پدرش میره مهدکودک.........

چند روز پیش به پدرش گفته بود: پدر پول بده

پدر اول متوجه نشده بود گفته بود چی یکتا جان چی بدم؟

یکتا گفته بود پول دیگه ببین (جیبهاشو نشون داده بود)‌ پول ندارم...

پدرش هم بهش پول داده بود دوباره بعد از چند روز همان جمله را تکرار کرده بود پدرش هم گفته بود یکتا جان شما الان به پول احتیاج ندارید چون همه چیز تو کیفت هست باشه

یکتا هم بچه حرف گوش کن گفته بود باشه پدر (الهی قربونش برم با اون باشه گفتنش)

/ 1 نظر / 10 بازدید
مامان آرتا

پس حسابی مراسم سوغاتی خورون دارید!‌مگه شما به یکتا شیر پاستوریزه نمیدین دیگه!‌من شیر خشک رو فقط در مواقع ضروری استفاده میکنم!‌شبها مسافرت و ....!‌که دیگه الان تقریبا به صفر رسوندم!‌شیر باز براش میخرم!‌خیلی مقوی تره!‌